نامه بابا

سلام.
حال همه ما خوب است
ملالی نیست
جز گمشدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند.
با این همه... عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی میگذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بی درمان.
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پرازهوای تازه باز نیامدن است
٬اما تو لااقل حتی هر وحله گاهی هرازگاهی
ببین انعکاس تبسم رویاشبیه شمایل شقایق نیست.
راستی خبرت بدهم خواب دیدم
خانه ای خریدم
بی پرده
بی پنجره
بی در
بی دیوار
هی بخند...
بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است
من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید
ازفراز کوچه ما میگذرد.
باد بوی نامه های کسان من میدهد.
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری
نه ...ریرا جان
نامه ام باید کوتاه باشد
٬ساده باشد
بی حرفی از ابهام آینه
از نو برایت می نویسم :
حال همه خوب است
اما تو باور نکن.
------------------------
سید علی صالحی...

امروز یه نامه داشتم از مامان و بابام. یکی هم از خواهرم. وقتی می گم نامه از بابا یعنی اینکه این جیره هر شش ماه منه. هر بار هم می بلعم این نامه رو از بس که می خونمش. امروز خیلی گریه کردم. آخه 4 تا جمله توش بود که دلم رو لرزوند:
 
 "... همواره به فکر شما هستیم، و لحظه ای از آن غافل نیستیم؛ حتی در خواب. در رنگ آسمانمان، گذر روزگارمان و شمردن لحظه هایمان شماها هستید. تا کی روح ز جان جدا باشد؟...."
 اینا واسه من یعنی خیلی، یعنی عشق، یعنی شیدایی پدرِ کم حرف و کم ادعای من. یه بابای خیلی خیلی معمولی و مهربان. کسی که اصلا بلد نیست حرفهای قلمبه بزنه. پدری که هیچ توقعی ازم نداشته و همیشه بهم افتخار کرده. دفعه قبل که برام نامه فرستادند، مامان تعریف می کنه: دیدم بابات یکی از رژ لبای خوش رنگمو آورده و میگه بیا اینو بزن به لبت. در جواب تعجب مامانم میگه: "میخوام دو تا ماچ خوشرنگ بچسبونی ته نامه رها!"

خلاصه اینکه الان دارم رو ابرها راه میرم.

/ 26 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

رهای گلم... حرف هات خيلی آرومم ميکنه.. انگار يه نفر که خيلی وقته منو ميشناسه داره باهام حرف ميزنه راجع به کار توی ايران هم راست ميگی... رشته منم همين طوره... در کل توی ايران فرايند مهندسی نرم افزار معنی نداره!

شيرين

باباها دل نازکترين موجودات عالم و در عين حال کم حرف ترينشون هستن رها...واسه خاطر همينه که ميگن بهشت زير پای مادران است...چون باباها عوض محبتشون هيچ ادعايی ندارن. خوشحالم که داغی مهر پدرت رو حتی از روی مشتی کاغذ حس ميکنی...راستی ممنونم بابت حرفات.

هديه

سلام رها جون جونی چطوری ؟ ای بابا ما رفتيم و اومديم تو هنوز مطلب جديد ننوشتی ؟ بنويس ديگه

هديه

سلام رها جونم . چه طوری خانوم چه خبرا ؟ کار بيدا کردی يا نه ؟ منم احتمالا از کار اولم بايد برم بيرون و احتمالا تو يه فروشگاه ميخوام کار کنم . واسه دوران دانشجويی بد نيست . چاره ای ندارم . جواب ازمايشم نرمال بود ولی گفتن توی رونام خون لخته شده واسه همين هم يه سری دارو داده که مصرف کنم . هييييی کجايی جووونيی که يادت بخير هنوز ۲۵ نشده يه عالمه درد و مرض گرفتم . همش تقصير مايکله

ویولت

باز خوبه بابات برات نامه می نويسه اونم نامه ايی به اين قشنگی من که اصلا فکر نمی کنم بابام دو خط هم حتی اگه مجبور باشه بنويسه برام

ساينا

سلام رهای نازنینم دلم واست تنگ شده بود، من هر روز یا یه روز درمیون به کل دوستان سر میزنم، یعنی به بیش از 50 تا وبلاگ، ولی شما الان مدتهای اپ نمیکنی، میدونی که وقتی بخوام اینجا کامنت بزارم باید فایر فاکس رو باز کنم خوب دیگه چه خبرا؟ این مدت کجایی اصلا اپ نمیکنی عزیزم راجع به این ÷ست من اگه دقت کرده باشید من راجع به چیزایی که اصلا اتفاق نیفتاده نوشته بودم و همش طنز و شوخی بود، به نظرت امکان داره من همچین کارایی بکنم؟ مثلا بشینم یکی رو مشخره کنم یا ... خدارو شکر هیچوقت اهل غیبت و مسخره کردن نبودم و نیستم

ساينا

رها جون، همونطور که خودت گفتی این ÷ست فقط کاریکلماتور بود بقیه وبلاگ رو هم خودم خواستم که طنز باشه، اینقدر بلاگهای غمگین ساخته میشه، چه اشکالی داره یکی این وسط شاد باشه، حتی روی خودم هم تاثیر مثبت داره، از طرفی من خودم به نوشتن متنای طنز علاقه دارم میدونم شاید من و سام خیلی با بقیه متفاوت باشیم و هستیم، تموم پستهای قبلی حقیقت محض بود با مایه هایی از شوخی،میدونم هیچ دو نفری این بلاهایی که ما سر هم آوردیم رو سر همدیگه نمیارن ولی خوب همه که نباید یکسان باشن، خیلی خوشحالم میکنی که میای پیشم، نیازی به تملق نیست ولی حتی سام هم میدونه که شما جزو معدود دوستان خاط وبلاگی من هستید شاید خودم دائم با خنده و شوخی مینویسم ولی از ادمهای منطقی خوشم میاد راستی یه اهنگ باحال گذاشتم رو وبلاگ، مدیا پلیرش پایین صفحس، حتما یه سر بزن ارزش یه بار گوش دادن رو داره، چون واقعا ادم رو میتونه ذوق زده کنه بازم ممنون مراقب خودت باش

علی

چطوری تنبل خانم!

سيما

مريم جونم سلام! خوبي؟ مريم دلم لرزيد از جمله هاي زيباي پدرت. به خودم اومدم و ديدم من هم دارم اشك مي ريزم. آخه چيه تو اين دل پدر و مادر ها كه اين قدر مهربونه و بچه ها رو اين جوري اهلي خودش مي كنه؟ خدا هميشه پدر و مادرت رو خوب و سالم برات نگه داره.