يه شعر از حسين پناهی( به درخواست يه دوست)

پس اين ها همه اسمش زندگي است
 دلتنگي ها دل خموشي ها ثانيه ها دقيقه ها
حتي اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمي كه برايت نوشته ام برسد
ما زنده ايم چون بيداريم
ما زنده ايم چون مي خوابيم
 و رستگار و سعادتمنديم
زيرا هنوز بر گستره ويرانه هاي وجودمان پانشيني
براي گنجشك عشق باقي گذاشته ايم
خوشبختيم زيرا هنوز صبح هامان آذين ملكوتي بانگ خروس هاست
سرو ها مبلغين بي منت سر سبزي اند
 و شقايق ها پيام آوران آيه هاي سرخ عطر و آتش
برگچه هاي پياز ترانه هاي طراوتند
و فكر من
واقعا فكر كن كه چه هولناك مي شد اگر از ميان آواها
بانگ خروس را برمي داشتند
و همين طور ريگ ها
 و ماه
 و منظومه ها
 ما نيز بايد دوست بداريم ... آري بايد
زيرا دوست داشتن خال با روح ماست

/ 23 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهيار

سلام رها.. باره اوله که ميام.. حرفات و گزيده هات پر از حرفای نگفته س.. و بقولی ارزش ادما به حرفای نگفته سينه تنگشونه...قبول داری؟

salam az inja kheili khosham umad age vasatesh aksam bezari kheili bahaltaram mishe ye joori tanavoe vali kolan kheili khoshgel bood

lilva

webloge ghashangi dari be manam sar bezan bye bye

ستاره

عزيزم وبلاگت واقعا عالی هست وقت کردی به منم سر بزن خوشحال ميشم

آونگ خاطره های ما

رها جانم تو کجايی؟

علي

خطت عقب میره ها / داره کم کم یک سال میشه که ننوشتی.

علی

پاک دیگه گم و کور شدی هاااا

شيرين

سلام رها جان ممنون که با حرفات پشتم رو گرم کردی. اما راست گفتی شرايطم هنوز اونقدرها پيچيده نشده که محک بخورم. شعرهای حسين پناهی حرف دل همه ی ماهاست که هر روز بيشتر از قبل سعی در خفه کردنشون ميکنيم.روحش شاد و کماکان عاشق. بازم بيا پيشم دوست خوب من.

کوچولو

سلام....مرسی که حرفاتو رک گفتی....اما شرايطی که به نظر تو خيلی بد نيست واسه من و سهيل خيليييييييييييی سخت و بد پيش ميره....چون اين مائيم که تو اين موقعيتيم نه شما يا هرکدوم از دوستای وبلاگيم...... سهيل آزمايشش رو واسه اينکه نشون بده از پس زندگی مشترک بر مياد يا نه پس داده.....از اين بابت خيالم ازش راحته،اين چند وقته فشار کاری و مالی و روحی زيادی يهو بهش وارد شده اما به نظرم رفتارش درست نبوده......به هرحال اميدوارم همه چی درست بشه و همه چی آروم بشه..... خوشحال ميشم بازم با نظراتت منو همراهی و راهنمايی کنی